ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

464

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

چون بيامد حماة و منبج و معره و كفر طاب و جبل جور و ديگر اعمال آن را به او اقطاع داد . بعضى گويند كه چون تقى الدين شايعهء بيمارى صلاح الدين و مرگ او را شنيد به تكاپو افتاد تا خود را جانشين او سازد . چون صلاح الدين اين خبر بشنيد . فقيه عيسى هكارى را كه همگان از او حرف‌شنوى داشتند ، فرستاد تا تقى الدين را از مصر اخراج كند و خود در آنجا بماند . فقيه عيسى هكارى بىخبر به مصر درآمد و فرمان داد كه تقى الدين از مصر بيرون رود . تقى الدين بيرون رفت و در خارج شهر درنگ كرد . سپس بسيج حركت مغرب نمود . صلاح الدين او را پيام ملاطفت‌آميز داد و به نزد خود برد و اقطاع داد . و اللّه تعالى اعلم . همدستى كنت صاحب طرابلس با صلاح الدين و مخالفت او با پرنس صاحب كرك و محاصرهء او و حمله به عكا كنت صاحب طرابلس كه ريموند پسر ريموند سن‌ژيلى نام داشت با كنتس فرمانرواى طبريه ازدواج كرد و نزد او رفت و در آنجا ماند . چون پادشاه فرنگان شام از بيمارى جذام بمرد ، وصيت كرده بود كه برادرزادهء خردسالش جانشين او شود . كنت ريموند كه در آن خاندان از قدرتى برخوردار بود او را تحت كفالت خود گرفت و طمع در آن داشت كه اين امر سبب شود كه خود به پادشاهى رسد . اما اين كودك بمرد و پادشاهى به مادرش رسيد و كنت از رسيدن به آنچه آرزويش بود ، نوميد گرديد . اين ملكه به مردى از فرنگانى كه از مغرب آمده بودند ، به نام گى [ ( 1 ) ] دلبستگى يافت و به او شوى كرد و تاج‌شاهى بر سر او نهاد و بطرك‌ها و كشيشها و راهبان و اسبتاريه ( اوسبتاليه‌ها ) و داويه ( تامپليه‌ها ) و بارونها را حاضر ساخت تا همه به خروج او از سلطنت شهادت دادند . آنگاه آن كنت را به مؤاخذه كشيدند تا حساب آن اموال كه در ايام كفالت آن كودك گرد آورده است بازپس دهد . كنت از اين امر برآشفت و ميانشان اختلاف افتاد . كنت نزد صلاح الدين كس فرستاد و با او عقد دوستى بست و از او خواست وى را در كارى كه در پيش دارد يارى دهد . صلاح الدين شادمان شد و جماعتى از زعماى مسيحيان را كه در نزد او اسير بودند آزاد كرد . اين عمل صلاح الدين كنت را بيشتر مجذوب كرد و نسبت به صلاح الدين اظهار فرمانبردارى نمود . زعماى فرنگ برخى او را تاييد كردند و برخى با او مخالفت ورزيدند و اين امر سبب اختلاف كلمه در ميان ايشان شد و از اسباب غلبهء صلاح الدين بر بلاد ايشان و باز پس گرفتن قدس از ايشان . صلاح الدين از ناحيهء طبريه به ديگر بلاد فرنگان دسته‌هايى از لشكريان خويش گسيل

--> [ ( 1 ) ] متن : غتم .